ترجمه "musgo" به فارسی

خزه, میسه بهترین ترجمه های "musgo" به فارسی هستند.

musgo noun masculine دستور زبان

Planta briofita, que se encuentra en casi todo hábitat húmedo.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خزه

    noun

    planta no vascular

    Y en nuestros propios patios traseros, donde viven entre el musgo en número incontable.

    و در حیاط خانه ما ، که بیشمار از آنها در میان خزه ها زندگی می کنند.

  • میسه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " musgo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "musgo"

عباراتی شبیه به "musgo" با ترجمه به فارسی

  • تیلاندزیا · خزه اسپانيايي
  • خزه ایرلندی
  • بریوفیتا · بریوفیتها · جگرواشها · خزهرستیان · خزهها · هپاتيكها
  • تیلاندزیا · خزه اسپانيايي
اضافه کردن

ترجمه های "musgo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه