ترجمه "muslo" به فارسی
ران, پا بهترین ترجمه های "muslo" به فارسی هستند.
muslo
noun
masculine
دستور زبان
muslo (pieza de pollo) [..]
-
ران
verb nounÁrea entre la pelvis y las nalgas y la rodilla. [..]
Para lo único que te mueves es para tomar un muslo de la cubeta.
تنها زماني که به خودت تکون مي دي وقتيه که مي خواي از ظرف ران مرغ برداري.
-
پا
nounCada espartano protege al hombre a su izquierda del muslo al cuello con su escudo.
هر اسپارتي از فردي که در کنارش قرار داره با سپرش از پا تا گردن دفاع ميکنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muslo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "muslo"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن