ترجمه "musulmana" به فارسی
مسلمان, مسلم, مسلمانی بهترین ترجمه های "musulmana" به فارسی هستند.
musulmana
noun
adjective
feminine
دستور زبان
Persona cuyo credo religioso es el Islam.
-
مسلمان
nounQuería proteger a la población afgana musulmana contra el ejército soviético.
میخواستم مردم مسلمان افغانستان را در مقابل ارتش شوروی حفاظت کنم.
-
مسلم
El nombre musulmán del linaje del Peshwa.
نام مسلم تبار از پيشوا
-
مسلمانی
adjectiveLas religiones iban desde creencias indígenas a yoruba, musulmán y evangélico cristiano.
مذاهب از اعتقادات بومیها گرفته تا یوروبا، مسلمانی و مسیحیت انجیلی بود.
-
مسلمون
nounAcabemos con un puñado de musulmanes porque son el verdadero enemigo.
اونجا که بيشتر از مسجد مسلمون ، پيدا ميشه!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " musulmana " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "musulmana" با ترجمه به فارسی
-
مسلمان هستم · مسلمانم · من مسلمانم
-
مسلم · مسلمان · مسلمانی · مسلمون
-
اخوان المسلمین
-
مسلمان هستم · مسلمانم · من مسلمانم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن