ترجمه "nieve" به فارسی
برف, برفک, barf بهترین ترجمه های "nieve" به فارسی هستند.
nieve
noun
verb
feminine
دستور زبان
Material compuesto de pequeños cristales de hielo. [..]
-
برف
nounنزولات آسمانی [..]
Esperé por dos horas al autobús bajo la nieve.
من دو ساعت در برف منتظر آن اتوبوس بودم.
-
برفک
noun -
barf
-
ترجمه های کمتر
- بستنی
- کوکائین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nieve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nieve"
عباراتی شبیه به "nieve" با ترجمه به فارسی
-
زنجیر چرخ
-
گل نرم
-
برفی
-
آدم برفی · آدمبرفی
-
پوشش برفی
-
ببر و برف
-
آدم برفی
-
بوران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن