ترجمه "objetivo" به فارسی
هدف, مقصود, آماج بهترین ترجمه های "objetivo" به فارسی هستند.
objetivo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Lo que se desea obtener o hacer. [..]
-
هدف
nounÉl sólo tiene un objetivo en la vida: ganar dinero.
او تنها یک هدف در زندگی دارد، پول به دست آوردن.
-
مقصود
nounLo que se desea obtener o hacer.
Para lograr su objetivo de apartar de la adoración pura a la gente, promueve un sinfín de mentiras.
او برای رسیدن به مقصود خود و دور کردن انسانها از پرستش پاک به دروغ متوسل شده است.
-
آماج
-
ترجمه های کمتر
- عدسی شیئی
- عزم
- عینی
- لنز دوربین عکاسی
- مرام
- نیت
- هـدف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " objetivo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "objetivo"
عباراتی شبیه به "objetivo" با ترجمه به فارسی
-
دوربین دولنزی بازتابی
-
گیره لنز
-
لنز آیینهای
-
با هدف
-
هدف یابی
-
مدیریت بر مبنای اهداف
-
بازار هدف
-
اهداف اصلاح نژاد · معیارهای انتخاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن