ترجمه "obra" به فارسی
اثر, کار, کردار بهترین ترجمه های "obra" به فارسی هستند.
obra
noun
verb
feminine
دستور زبان
; excrementos [..]
-
اثر
nounobjeto físico o virtual resultado del trabajo humano [..]
Leí las obras completas de Milton durante las vacaciones.
من تمام آثار میلتون را طی تعطیلات خواندم.
-
کار
nounHubo numerosas adaptaciones en francés y otros idiomas luego de la obra de Chrétien.
اقتباسهای متعددی در زبانهای فرانسوی و سایر زبانها از کار کرتین دنبالهروی کرد.
-
کردار
noun13 Nuestras buenas obras pueden contrarrestar las críticas infundadas.
۱۳ بلی رفتار و کردار پسندیده و نیکو انتقادات بیجا را خنثی میکند.
-
ترجمه های کمتر
- اعمال
- نوشته
- کار حیاتی
- کار عمده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "obra"
عباراتی شبیه به "obra" با ترجمه به فارسی
-
نمایشنامه
-
پیمانکار عمومی
-
بهرهوری نیروی کار · كارايي نيروي كار
-
کارگر خانوادگی
-
کارگر فصلی
-
شاهکار
-
دیداریشنیداری
-
آهن ساخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن