ترجمه "oponente" به فارسی

مخالف, حریف, رقیب بهترین ترجمه های "oponente" به فارسی هستند.

oponente noun masculine دستور زبان

Que hace oposición aportando ideas, principios y doctrinas contrarias a las de otro.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخالف

    noun

    Que hace oposición aportando ideas, principios y doctrinas contrarias a las de otro.

    Siempre he sido un oponente de ella. Yo creo que se necesita emoción.

    من همیشه مخالف این بوده ام. من فکر می کنم احساس مورد نیاز است.

  • حریف

    noun

    Braga está invicto y ha diezmado a sus últimos tres oponentes.

    براگا غیر قابل دفاعِ و سه حریف قبلیش رو لت و پا کرده

  • رقیب

    noun

    Pero su oponente gritó más fuerte que Ud., así que el punto es para él".

    اما صدای رقیب شما بلندتر از شما بود، پس امتیاز به او می رسد.»

  • ترجمه های کمتر

    • مبارز
    • هماورد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oponente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oponente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه