ترجمه "orines" به فارسی
ادرار, بول, پی بهترین ترجمه های "orines" به فارسی هستند.
orines
verb
دستور زبان
-
ادرار
nounDebes aprender a orinar de noche sin despertarles.
تو بايد ياد بگيري که شبها طوري ادرار کني که بقيه رو بيدار نکني
-
بول
noun -
پی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orines " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orines" با ترجمه به فارسی
-
آزمایش ادرار
-
عفونتهاي آغازياني · عفونتهای پیشزیانی
-
اختلالات ادراری · بياختياري ادراري · بیادراری · پرادراري
-
ادرار · بول · جیش · شاش · میزه · پی · پیشاب
-
ادرار · بول · زنگ · زنگار · شاش · پی · پیشاب
-
ادرار کردن · شاشیدن · کار بیهوده کردن
-
ادرار · بول · جیش · شاش · میزه · پی · پیشاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن