ترجمه "ovario" به فارسی
تخمدان ترجمه "ovario" به فارسی است.
ovario
noun
masculine
دستور زبان
-
تخمدان
nounen botánica, parte del gineceo
El cáncer de ovario me toca fibras sensibles.
سرطان تخمدان همیشه در گوش من صدا میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ovario " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ovario"
عباراتی شبیه به "ovario" با ترجمه به فارسی
-
سندرم تخمدان پلیکیستیک
-
تخمدانها · تخمدانها (جانوران) · لولههای تخم
-
سرطان تخمدان
-
كشت تخمدان (جانوران)
-
اندام ماده گل · برچهها · تخمدانهاي گياهي · تخمكها · خامه · كلاله · مادگی
-
كشت تخمدان گياهي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن