ترجمه "paleta" به فارسی

بستنی چوبی, تختهرنگ, جلو بهترین ترجمه های "paleta" به فارسی هستند.

paleta noun adjective feminine دستور زبان

raqueta corta [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستنی چوبی

    Papá perdió su empleo, pero el Sr. Hinckley me dio una paleta.

    اره ، بابام شغل ـش رو از دست داد ، ولی آقای " هنکلی " بهم یه دونه بستنی چوبی داد

  • تختهرنگ

    instrumento para pintar

  • جلو

    noun
  • ماله

    noun

    úsalo como una paleta, ¿está bien?

    مثل ماله ازش استفاده کن ، باشه ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paleta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "paleta"

عباراتی شبیه به "paleta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paleta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه