ترجمه "panda" به فارسی

خرس پاندا, پانداها, اجتماع بهترین ترجمه های "panda" به فارسی هستند.

panda noun adjective masculine feminine دستور زبان

grupo de amigos

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرس پاندا

    noun

    No se mira a los ojos de una semilla de zanahoria como miramos a un oso panda,

    شما به دانه ی هویج جوری که به یک خرس پاندا نگاه می کنید نمی نگرید،

  • پانداها

    Los pandas solamente comen bambú y no saben nada de cereales.

    پانداها همش خيزران مي خورن و چيزي از غلات نمي دونن

  • اجتماع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ازدحام
    • انبوه مردم
    • ايلوريده
    • ایلوروپودا
    • جمعیت
    • شلوغی
    • كاج پيچي
    • پاندانوس
    • گروه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " panda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "panda"

عباراتی شبیه به "panda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "panda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه