ترجمه "pantalla" به فارسی
آباژور, صفحه, اکران بهترین ترجمه های "pantalla" به فارسی هستند.
pantalla
noun
feminine
دستور زبان
prenda mayormente femenina usada en la oreja [..]
-
آباژور
noun -
صفحه
nounEstas pantallas pueden activar a los niños aún más.
این صفحهها میتونن بچهها رو حتی بیشتر از جا بلند کنن و به حرکت وادارن.
-
اکران
-
ترجمه های کمتر
- راز
- صفحه نمایش
- منگوش
- نمایش دادن
- نورتاب
- پرده
- گوشواره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pantalla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pantalla"
عباراتی شبیه به "pantalla" با ترجمه به فارسی
-
صفحه عریض
-
صفحه نمایش کریستال مایع
-
تصویر زمینه · دیواربرگ · کامپیوتر رومیزی
-
صفحات گرمایی
-
نکته صفخه پیشرفته
-
اچکیو
-
بورد نمایشی اضافی
-
محافظ صفحه نمایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن