ترجمه "parada" به فارسی

ایستگاه, ایست, بجز اینکه بهترین ترجمه های "parada" به فارسی هستند.

parada noun verb feminine دستور زبان

forma de ser [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستگاه

    noun

    Ahora, utilizo mi posición para difundir un importante mensaje de aceptación.

    و اکنون از این ایستگاه خودم برای انتشار پیام مهم پذیرش استفاده میکنم.

  • ایست

    noun

    Cuando Tom se paró ante una señal de stop, se le caló el motor.

    وقتی تام مقابل تابلوی ایست ایستاد، موتورش واماند.

  • بجز اینکه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • توقیف
    • جلوه
    • رژه
    • منع
    • نمایش
    • پاراد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "parada"

عباراتی شبیه به "parada" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "parada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه