ترجمه "parida" به فارسی
بیمعنی, چرند, یاوه بهترین ترجمه های "parida" به فارسی هستند.
parida
noun
verb
feminine
دستور زبان
sandez, cosa disparatada que se dice, obra escrita de mala calidad
-
بیمعنی
adjective -
چرند
nounLos adultos inventan todo eso para asustar a los niños.
آدم بزرگا, اکثر اون چرنديات رو ميسازند, فقط براي اينکه بچه هاي کوچيک رو بترسونند.
-
یاوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parida" با ترجمه به فارسی
-
زنجیر چرخ
-
ساختمانهای جوجهکشی
-
پول توجیبی · پول جیب
-
یونیفل
-
گواهینامه رانندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن