ترجمه "paro" به فارسی
بیکاری, بيکاری ساختمانی, دستگیر کردن بهترین ترجمه های "paro" به فارسی هستند.
paro
noun
verb
masculine
دستور زبان
desempleo, no trabajar [..]
-
بیکاری
nounTú estás en el paro y aburrido.
تو هم که بیکاری و حوصله ت سر رفته.
-
بيکاری ساختمانی
-
دستگیر کردن
verbEntonces la gente fina en la Asociación Médica Americana me había detenido para investigación no autorizada.
بعدش افراد شرکت درمانی آمریکایی منو بخاطر تحقیق بدون جواز دستگیر کردن
-
ترجمه های کمتر
- عدم اشتغال
- چرخ ریسک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "paro"
عباراتی شبیه به "paro" با ترجمه به فارسی
-
زنجیر چرخ
-
ساختمانهای جوجهکشی
-
پول توجیبی · پول جیب
-
یونیفل
-
گواهینامه رانندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن