ترجمه "partida" به فارسی
خروج, عزیمت, انحراف بهترین ترجمه های "partida" به فارسی هستند.
partida
noun
feminine
دستور زبان
Acción de partir.
-
خروج
noun -
عزیمت
nounSin embargo, la partida de Rabsaqué no alivia la presión a la que se ve sometido Ezequías.
( اِشَعْیا ۳۷:۸ ) با وجود عزیمت رَبْشاقی باری از دوش حِزْقیّا برداشته نمیشود.
-
انحراف
nounA partir de entonces, la imperfección desfiguró y desencaminó su masculinidad, lo que resultó en que ‘dominara a su esposa’.
عدم کاملیت آدم موجب تباهی و انحراف خصوصیت مردانگی او شد و در نتیجه ‹بر همسر خود حکمرانی کرد.›
-
ترجمه های کمتر
- بار
- بار کشتی
- بارگیری
- حركت
- حرکت
- حمل
- شرط
- محموله دریایی
- کوچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " partida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "partida" با ترجمه به فارسی
-
حزب
-
مانیفست کمونیست
-
بخش در واحد سنجش
-
حزب مترقی خلق کارگر
-
کمیته مرکزی حزب کمونیست چین
-
سارکوم بافت نرم
-
حزب کارگران مجارستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن