ترجمه "pasa" به فارسی

کشمش, مویز بهترین ترجمه های "pasa" به فارسی هستند.

pasa noun adjective verb feminine دستور زبان

Especie de uva pequeña sin semillas usada en la cocina.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشمش

    noun

    uva seca, deshidratada parcialmente

    Te entusiasmas tanto por el pudín y aquí llegó un pastel con pasas adentro.

    براي خوردن دسر هيجان زده ميشي ، اما بعدش برات کيکي ميارن که توش کشمش داره.

  • مویز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pasa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pasa"

عباراتی شبیه به "pasa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pasa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه