ترجمه "pasar" به فارسی
پیشامد کردن, گذشتن, انداختن در بهترین ترجمه های "pasar" به فارسی هستند.
pasar
verb
دستور زبان
vender droga al por menor [..]
-
پیشامد کردن
-
گذشتن
verbLas estrellas van a crear las condiciones de habitabilidad para pasar dos nuevos umbrales.
ستاره ها شرایط گلدیلاک رو پدید می آورند برای گذشتن از دو آستانه جدید.
-
انداختن در
verb
-
ترجمه های کمتر
- برگشتن
- بسرعت گذشتن
- به انجام رسیدن
- تحلیل رفتن قوا
- خرج کردن
- خطور کردن
- دادن
- رخ دادن
- رد شدن -عبور کردن
- رد شدن از
- سرزدن
- سپنج کردن
- صرف شدن
- صرف کردن
- قانون وضع کردن
- منقضی شدن
- همراه رفتن
- وضع شدن
- پیاده کردن
- کمک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pasar"
عباراتی شبیه به "pasar" با ترجمه به فارسی
-
قدم به قدم · گام به گام
-
تنگه خیبر
-
شير آب · شیر
-
به انجام رسیدن · خطور کردن
-
آنپاسان
-
زیر راه · مترو
-
قدم (اسب)
-
مناسک گذار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن