ترجمه "paseo" به فارسی
قدم زنى, پیادهروی, گردش بهترین ترجمه های "paseo" به فارسی هستند.
paseo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Caminata confortable para relajar los pies y disfrutar.
-
قدم زنى
-
پیادهروی
Era un paseo de media milla por el oscuro camino del desierto.
۸۰۰ متر پیادهروی در امتداد جاده بیابانی تاریک.
-
گردش
nounWinn se llevó a Mon-El a dar un paseo por la ciudad anoche.
.دیشب وین ، مون-ال رو برای گردش برده به شهر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paseo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "paseo"
عباراتی شبیه به "paseo" با ترجمه به فارسی
-
پیادهروی شهرت هالیوود
-
فرضیه گام تصادفی
-
تور سریع
-
راندن
-
تفرج کردن · خود نمایی کردن · دسته دسته شدن · رژه رفتن · سیر کردن · فراهم آمدن · قدم زدن · چرخیدن · گردش رفتن · گردش کردن
-
صحن خوراک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن