ترجمه "paso" به فارسی
تنگه, جاى پا, خرامیدن بهترین ترجمه های "paso" به فارسی هستند.
paso
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Lugar, señalado a menudo con marcas, luces, o postes, donde puede cruzarse una calle, un ferrocarril, etc. [..]
-
تنگه
nounEstaba siendo muy cuidadoso pasando por los lugares correctos.
من به دقت رفتم و ديدم که تمام نقاط تنگه
-
جاى پا
Avance o movimiento hecho con un pie al otro.
-
خرامیدن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Paso
-
قدم (اسب)
تصاویر با "paso"
عباراتی شبیه به "paso" با ترجمه به فارسی
-
قدم به قدم · گام به گام
-
تنگه خیبر
-
شير آب · شیر
-
به انجام رسیدن · خطور کردن
-
آنپاسان
-
زیر راه · مترو
-
مناسک گذار
-
سال گذشته · پارسال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن