ترجمه "pasta" به فارسی
خمیر, پول, خمیر کاغذ بهترین ترجمه های "pasta" به فارسی هستند.
pasta
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
خمیر
nounNo requiere de preparación del cuero cabelludo ni geles ni pastas.
جی " هست. نیازی به آماده سازی ِ سر نداره، ژل یا خمیر رسانا نیاز نیست.
-
پول
nounLe llevas los diamantes y nos traes la pasta.
الماس ها رو ميبري پيشش و پول رو از اون ميگيري ميدي به ما
-
خمیر کاغذ
-
ترجمه های کمتر
- پاستا
- استفاده نامشروع
- جیفه دنیا
- خمير كاغذ ليفي
- خمير کاغذ چوب
- سود
- شیرینی
- غارت
- مال
- مال حرام
- مال دنیا
- نان
- پاته
- پیسه
- چپاول
- کاهو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pasta"
عباراتی شبیه به "pasta" با ترجمه به فارسی
-
بروموس · جنس جاروعلفی
-
پیچ · پیچ خوردگی
-
آکسونوپوس کومپرسوس · علف ساوانا
-
محصولات زراعی علفی · گياهان علفي
-
تمدا تریاندرا · يولافك سرخ
-
خمیر مکانیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن