ترجمه "pata" به فارسی

پا, پنجه, اندام تحتانی بهترین ترجمه های "pata" به فارسی هستند.

pata noun feminine دستور زبان

ave en género femenino [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پا

    noun

    extremidad o apéndice del cuerpo de un animal que sostiene el resto del cuerpo

    O podría tomar una mosca y ponerle patas donde deberían estar sus antenas.

    یا کاری کند که یک مگس در جای شاخک هایش پا در بیاورد.

  • پنجه

    noun

    Se sienta allí y mueve así la pata una y otra vez contra la pantalla.

    فقط آنجا می نشیند و همینطور به پنجه کشیدن روی پرده ادامه میدهد.

  • اندام تحتانی

  • ترجمه های کمتر

    • لنگ
    • پنجول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pata"

عباراتی شبیه به "pata" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه