ترجمه "patrimonio" به فارسی
ارثيه, املاک, حالت بهترین ترجمه های "patrimonio" به فارسی هستند.
patrimonio
noun
masculine
دستور زبان
Conjunto de bienes heredados del pasado. [..]
-
ارثيه
Conjunto de valores (morales, espírituales, materiales, etc.) que pertenecen a un individuo o aun grupo de individuos.
Quentin nos nombró a ti y a mí como co-ejecutores de sus patrimonios.
کوينتين من و تو رو به عنوان وکلاي ارثيه اش انتخاب کرده.
-
املاک
nounSí, vine desde Miami para ayudarla a distribuir el patrimonio
بله ، من از ميامي اومدم تا به خانوم در خصوص املاک کمک کنم
-
حالت
noun
-
ترجمه های کمتر
- ملک
- ميراث
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patrimonio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "patrimonio" با ترجمه به فارسی
-
اموال دولت
-
میراث جهانی یونسکو
-
میراث طبیعی
-
حفاظت از پلاسم زاینده · زادگيري حفاظتي
-
سرمايه واقعى
-
میراث فرهنگی
-
سرشت ژنتيكي · ژنوتیپها
-
مالیاتبندی سرمایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن