ترجمه "pelota" به فارسی
خایه, توپ, افسونگر بهترین ترجمه های "pelota" به فارسی هستند.
pelota
noun
feminine
دستور زبان
bochinche [..]
-
خایه
nounEspera, ¿haces esta cena solo porque quieres hacerle la pelota a Holt?
ببینم میخوای شام بدی فقط واسه خایه مالی هولت ؟
-
توپ
noun adjectiveobjeto esférico u ovalado usado en varios deportes y juegos [..]
La pelota le pegó en el lado izquierdo de la cabeza.
توپ به طرف چپ سر او برخورد کرد.
-
افسونگر
noun
-
ترجمه های کمتر
- الت دست
- توپ فوتبال
- دست نشانده
- دلقک
- متملق
- نوکر
- پادو
- چاپلوس
- کاسه لیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pelota " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pelota"
عباراتی شبیه به "pelota" با ترجمه به فارسی
-
بازی توپی
-
فوتبال هستهای
-
آلوا مارينا · زوسترا مارینا
-
خايه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن