ترجمه "pendiente" به فارسی

گوشواره, منگوش, شیب بهترین ترجمه های "pendiente" به فارسی هستند.

pendiente adjective noun masculine feminine دستور زبان

asunto pendiente [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشواره

    noun

    objeto decorativo usado en la oreja [..]

    Una bestia majestuosa dotada de dos átomos de cloro como si fueran unos pendientes.

    طبیعت به این غول باشکوه دو اتم کلر داده است تا مثل یک جفت گوشواره به گوش اندازد.

  • منگوش

    noun

    Pieza de joyería que se lleva en la oreja.

  • شیب

    noun

    شیب

    Son todos problemas que suelen ser mucho más frecuentes en la parte inferior de la pendiente social.

    آنها مشکلاتی هستند که در پایین شیب اجتماعی بسمت مشترک بودن گرایش دارند.

  • ترجمه های کمتر

    • حلقه
    • دامنه
    • درجه (شیب)
    • ساحل
    • سالک
    • سرازیری
    • متحرک
    • کار قابل انجام
    • کارها
    • کجی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pendiente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pendiente"

عباراتی شبیه به "pendiente" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pendiente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه