ترجمه "percance" به فارسی
اتفاق, بدبختی, حادثه بهترین ترجمه های "percance" به فارسی هستند.
percance
noun
masculine
دستور زبان
-
اتفاق
nounPero, si su comportamiento fuera irreprochable, no se vería expuesto a percances de este tipo.
... اما اگه رفتار شرم آوري ازت سر نزده بود هيچوقت درگير چنين اتفاقاتي نميشدي
-
بدبختی
noun -
حادثه
noun¿Recuerdas el percance Orbital de Marte de 1999?
تو حادثه ي مدارگرد مريخ در سال 1999 رو يادته ؟
-
حادثه ناگوار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " percance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن