ترجمه "permanente" به فارسی
جاودان, دائمی, ماندگار بهترین ترجمه های "permanente" به فارسی هستند.
permanente
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Sin interrupción. [..]
-
جاودان
adjective -
دائمی
adjectiveSi le somos fieles, nada le causará daño permanente a nuestra espiritualidad.
اگر به او امین بمانیم هیچ عاملی نخواهد توانست زیانی روحانی و دائمی به ما وارد آورد.
-
ماندگار
adjective proper -
پایدار
La paz permanente no es nada más que una ilusión.
صلح پایدار چیزی نیست بجز یک توهم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permanente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "permanente"
عباراتی شبیه به "permanente" با ترجمه به فارسی
-
خاکهای گورابی
-
چراگاههای دائمی
-
آموزش مستمر
-
ناحيه يخبندان دائمي · نواحی یخبندان دائمی
-
زراعت جايگزين · زراعت زيستشناختي · كشاورزي بومشناختي · نظامهاي توليد جايگزين · پيوستهكشت · کشاورزی تناوبی
-
كارگران تماموقت · کارگر دائمی
-
کمیته دائمی
-
ناحيه يخبندان دائمي · نواحی یخبندان دائمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن