ترجمه "permitir" به فارسی
اجازه دادن, روا کردن, مجاز کردن بهترین ترجمه های "permitir" به فارسی هستند.
permitir
verb
دستور زبان
Dar visto bueno a una acción específica.
-
اجازه دادن
VerbLa automatización crea riqueza por lo que nos permite hacer más trabajo en menos tiempo.
اتوماسیون ثروت تولید میکنه، با اجازه دادن به ما که کار بیشتری در زمان کمتری انجام بدیم.
-
روا کردن
verb -
مجاز کردن
verb -
ندیده گرفتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permitir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Permitir
-
اجازه
nounLe permití a mi hermana usar mi computadora nueva.
من به خواهرم اجازه دادم تا از کامپیوتر نو ام استفاده کند.
-
اجازه دادن
verbPermitir al usuario remoto & controlar el teclado y el ratón
اجازه دادن به کاربر دور برای & کنترل صفحه کلید و موشی
عباراتی شبیه به "permitir" با ترجمه به فارسی
-
لیست مجاز
-
لیست مجاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن