ترجمه "picar" به فارسی
خرد شدن, خردکردن, خمیر کردن بهترین ترجمه های "picar" به فارسی هستند.
picar
verb
دستور زبان
picotear (a alguien) [..]
-
خرد شدن
verb -
خردکردن
verbPapá siempre era el que picaba.
بابام همیشه مسئول خردکردن پیاز بود
-
خمیر کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- رژیم گرفتن
- مالیدن
- نیش زدن
- گاز زدن
- گزیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " picar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "picar"
عباراتی شبیه به "picar" با ترجمه به فارسی
-
رامك خالدار
-
گوشت تکهشده · گوشت چرخکرده
-
خاگینه
-
بيماري برنا · بيماري منقار و پر طوطيان · بيماريهاي ويروسي · تريستزاي مركبات · ویروسزدگیها
-
فرو رفتن · نازل شدن
-
نفت در نقطه اوج
-
کشتیچسبها
-
اضمحلال · سقوط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن