ترجمه "pico" به فارسی
منقار, کلنگ, کیر بهترین ترجمه های "pico" به فارسی هستند.
pico
noun
verb
masculine
دستور زبان
beso y/o boca [..]
-
منقار
tipo de boca característico de las aves
El pico del halcón puede atravesar el cráneo humano.
منقار شاهین می تواند جمجمه ی انسان را سوراخ بكند
-
کلنگ
nounherramienta agrícola
Con la ayuda de la gente local y usando solamente palos y picos, hice mi camino.
با کمک محلی ها و بیل و کلنگ، راه ماشین رو ساختیم.
-
کیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- نوک
- اوج
- بحران
- حرف
- دارکوب
- دهانه
- راس
- فواره
- قله
- لوله
- مرتفعترین نقطه
- معده
- منتها
- نقطه اوج
- نول
- نوک قلم
- نیم روز
- پیکو
- چرنه
- کلب
- کلنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pico
Pico (mitología)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pico" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pico در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pico"
عباراتی شبیه به "pico" با ترجمه به فارسی
-
رامك خالدار
-
گوشت تکهشده · گوشت چرخکرده
-
خاگینه
-
بيماري برنا · بيماري منقار و پر طوطيان · بيماريهاي ويروسي · تريستزاي مركبات · ویروسزدگیها
-
فرو رفتن · نازل شدن
-
نفت در نقطه اوج
-
کشتیچسبها
-
اضمحلال · سقوط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن