ترجمه "pilar" به فارسی
اسكله, ستون بهترین ترجمه های "pilar" به فارسی هستند.
pilar
verb
noun
masculine
دستور زبان
Gran columna con funciones de sustento.
-
اسكله
Gran columna con funciones de sustento.
-
ستون
nounEl cuarto pilar del sentido que he encontrado, suele sorprender a la gente.
حالا، چهارمین ستون معنا که من پیدا کردم، آدمها رو شگفتزده میکنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pilar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pilar
proper
feminine
دستور زبان
Pilar (partido)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pilar" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pilar در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pilar" با ترجمه به فارسی
-
حوضچه تعمید
-
پیل خشک
-
سلول گالوانیکی
-
پشته
-
اسم اول · نام · نام نخست
-
پیل سوختی
-
سرریز پشته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن