ترجمه "pillar" به فارسی
تله انداختن, دستگیر کردن, قاپیدن بهترین ترجمه های "pillar" به فارسی هستند.
pillar
verb
دستور زبان
sorprender infraganti [..]
-
تله انداختن
verb -
دستگیر کردن
verb -
قاپیدن
verbPrimero, fui a OkCupid, porque quería evitar la ludificación de las aplicaciones basadas en pillar.
اول رفتم سراغ «اوکیکیوپید،» چون میخواستم از بازی اپهای مبتنی بر قاپیدن حذر کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pillar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pillar" با ترجمه به فارسی
-
باهوش · زرنگ · زیرک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن