ترجمه "piloto" به فارسی
خلبان, هوانورد بهترین ترجمه های "piloto" به فارسی هستند.
piloto
noun
verb
masculine
دستور زبان
gabardina (vestimenta para guarecerse de la lluvia) [..]
-
خلبان
nounVoy a salir y buscar la cabina de pilotos.
من دارم مي رم دنبال کابين خلبان بگردم.
-
هوانورد
nounSoy el mejor piloto de aquí.
من بهترين هوانورد لعنتي بي پرواي اينجام.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piloto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "piloto"
عباراتی شبیه به "piloto" با ترجمه به فارسی
-
راننده مسابقهای
-
خلبان جنگنده
-
قسمت آزمایشی
-
شماره آزمايشي
-
خلبان یک
-
طرحهای آزمایشی · گياهان آزمايشي
-
خلبان · هوانورد
-
خلبان آزمایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن