ترجمه "piscina" به فارسی
استخر, استخر شنا, برکه بهترین ترجمه های "piscina" به فارسی هستند.
piscina
noun
feminine
دستور زبان
estanque de agua que se suele dedicar a la natación [..]
-
استخر
nounآبگیر مصنوعی [..]
Pensé que sólo necesitaban una piscina y un trampolín.
من فکر کردم همه چيزي که شما مي خواين استخر آب و تخته فنري باشه.
-
استخر شنا
nounCon un poco de atención se pueden apreciar los bordes redondeados de la piscina.
یه کمی فریب انگیز. و لبه های گرد هم در استخر شنا دیده می شود
-
برکه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piscina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Piscina
-
استخر
noun properNangi está del otro lado de la Piscina del Placer.
نانگی اونطرف استخر تفریحیه
تصاویر با "piscina"
عباراتی شبیه به "piscina" با ترجمه به فارسی
-
استخر بازتاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن