ترجمه "pisto" به فارسی
پول, راتاتوی, پیسه بهترین ترجمه های "pisto" به فارسی هستند.
pisto
noun
masculine
دستور زبان
-
پول
nounSuficiente efectivo para comprarse una pista de carreras.
انقدر پول گیرمون میاد که واسه خودمون زمین مسابقه بخریم
-
راتاتوی
-
پیسه
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pisto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pisto" با ترجمه به فارسی
-
آهنگ · باند فرودگاه · دنباله · دور مسابقه · ردیف · سر نخ · شیار · مسیر مسابقه
-
باند فرودگاه
-
صحنه رقص
-
دوچرخهسوار پیست
-
سالن بسکتبال
-
دوچرخهسواری پیست
-
اسکیتباز سرعت
-
اسکیت سرعت مسیر کوتاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن