ترجمه "pixel" به فارسی
پیکسل ترجمه "pixel" به فارسی است.
pixel
noun
masculine
دستور زبان
La más pequeña unidad de información en una imagen. [..]
-
پیکسل
Pero después, me di cuenta que también quería interactuar con esos pixeles digitales.
ولی بعدا، فهمیدم که حتی میخواهم با پیکسل های دیجیتالی هم ارتباطی متقابل داشته باشم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pixel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pixel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن