ترجمه "placa" به فارسی
پلاک, صفحه کوچک, لوحه بهترین ترجمه های "placa" به فارسی هستند.
placa
noun
feminine
دستور زبان
Chapa de metal para identificación alfanumérica de vehículos, en sus partes delantera y/o trasera. [..]
-
پلاک
nounSi alguno se pregunta quién es el mejor, que se fije en esa placa.
اگر هم کسي از شما ميخواد بدونه که بهترينها کيا هستن ، اساميشون اينجا توي پلاک رو ديواره.
-
صفحه کوچک
noun -
لوحه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " placa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "placa"
عباراتی شبیه به "placa" با ترجمه به فارسی
-
ازمون بهمچسبي سرم · اي.آي.آ · ايمنيسنجي آنزيمي · تکنیکهای ايمني-آنزيم · فنون ايمنيسنجی به واسطه آنزيم · فنون ايمونوپراكسيداز · فنون ایمنی-آنزیم
-
مادربورد
-
نمونه
-
زمینساخت بشقابی
-
خرمالوي ژاپني · ديوسپيروس كينانسيس · دیوسپیروس کاکی
-
خط آهن بیپارسنگ
-
تكههاي پير · دستگاه لنفاوی · رگهاي لنفاوي · مجراي سينهاي · گرههاي لنفي
-
جرم دندان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن