ترجمه "plagas" به فارسی
آفات, آفت بهترین ترجمه های "plagas" به فارسی هستند.
plagas
verb
دستور زبان
-
آفات
El zumbido, la picadura, la picazón, el mosquito es una de las plagas más odiadas del mundo.
وز وز، نیش، خارش، پشه یکی از معمول ترین آفات منفور شناخته شده در جهان است.
-
آفت
nounEstos niños son víctimas de la plaga de los cultivos en Escocia.
این بچه ها قربانی محصول آفت زده در اسکاتلند هستن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plagas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plagas" با ترجمه به فارسی
-
بررسیهای آفت · پايش آفت
-
آفت کشاورزی · زنگار · طاعون · لاب ‘تفا · مزاحم · پشه
-
كنترل آفت (پسبرداشت)
-
كيسهكردن (كنترل آفت)
-
تجهیزات کنترل آفت
-
انگلزدايي فراوردههاي انباري · انگلزدايي موجودات زنده · ريشهكني آفت · عمليات پسبرداشت · كنترل آفت · كنترل باكتريايي · كنترل قارچ · مديريت آفت · نگهداري فراورده · کنترل آفت · کنترل آفت فراوردههای انبارشده · کنترل پسبرداشت
-
آفات مهاجر · آفت مهاجر
-
كنترل گرمايي آفت · کنترل گرمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن