ترجمه "plancha" به فارسی
اتو, اطو, اشتباه احمقانه بهترین ترجمه های "plancha" به فارسی هستند.
plancha
noun
verb
feminine
دستور زبان
prótesis dental [..]
-
اتو
noun¡No puedo cortarme las uñas y planchar al mismo tiempo!
من قادر نیستم همزمان ناخن هایم را کوتاه کنم و اتو بزنم!
-
اطو
nounQuiere que le planches las camisas.
بهت احتياج داشت تا پيرهنش رو اطو کني.
-
اشتباه احمقانه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اشتباه لپی
- تخته پل
- شخص بالغ
- ورم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plancha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plancha"
عباراتی شبیه به "plancha" با ترجمه به فارسی
-
دیرانه
-
تخته پل
-
اتو کردن شدید
-
اتو
-
اتو
-
کباب کردن شبکهای
-
کباب کردن
-
الوار · تختهبشكه · تختهها · تير چوبي ارهشده · تيرچهها · چوب ارهشده · چوب شكافته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن