ترجمه "plata" به فارسی
نقره, سیم, پول بهترین ترجمه های "plata" به فارسی هستند.
plata
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
dineros [..]
-
نقره
nounاز عنصرهای جدول تناوبی عنصرها [..]
¿Puedes distinguir la plata del estaño?
آیا میتوانید روی را از نقره تشخیص دهید؟
-
سیم
noun -
پول
nounEl problema es que estamos escasos de plata.
مشکل این است: فقدان پول.
-
ترجمه های کمتر
- سيم
- سیمین
- نقرهای
- pul
- ظروف نقره
- نقره ای
- پیسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plata"
عباراتی شبیه به "plata" با ترجمه به فارسی
-
آندروپوگون
-
دلفینها
-
پپرومیا
-
سیلور سولفادیازین
-
مدال نقره
-
پرکلرات نقره
-
یدید نقره
-
نقره برمید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن