ترجمه "poda" به فارسی

هرس, تاجزني درخت, تنكسازي بهترین ترجمه های "poda" به فارسی هستند.

poda verb feminine دستور زبان

Corte o el retiro de partes o de ramas muertas o vivas de una planta para mejorar su forma o crecimiento.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هرس

    Si no hay nada mas, me gustaria terminar de podar.

    اگه چيز ديگه اي نيست ، ميخوام هرس کردنمُ تموم کنم

  • تاجزني درخت

  • تنكسازي

  • ترجمه های کمتر

    • سرشاخهزني
    • هرس خشك
    • هرس سبز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Poda
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هرس

    Podadas de rutina en árboles de dulce.

    کارهاي عادي مثل هرس کردن درخت هاي آب نباتي

عباراتی شبیه به "poda" با ترجمه به فارسی

  • آراستن · بریدن · جدا کردن · سرشاخه زدن · فرخویدن · هرس کردن
  • بيماريهاي سم · بيماريهاي چنگال · بیماریهای پا · درماتيت پا · لامينيتها
  • هرس شیمیایی
  • خودهرسي · هرس طبیعی
  • ابزارآلات هرس · ابزارهای هرس · هرسگرها
  • تاجزني درخت · تنكسازي · سرشاخهزني · هرس · هرس خشك · هرس سبز
  • تاجزني درخت · تنكسازي · سرشاخهزني · هرس · هرس خشك · هرس سبز
  • هرس مكانيكي
اضافه کردن

ترجمه های "poda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه