ترجمه "poder" به فارسی
قدرت, توانستن, امکان داشتن بهترین ترجمه های "poder" به فارسی هستند.
poder
verb
noun
masculine
دستور زبان
Tener la capacidad de hacer algo. [..]
-
قدرت
nounconjunto de formas de constreñir la acción del ser humano [..]
Me imagino que cree en el poder de la magia.
فکر مي کنم شما به قدرت اين جادو باور داشته باشيد.
-
توانستن
verbpudieron captar estas magníficas imágenes
اونها توانستن این اثر بزرگ را ببینند و
-
امکان داشتن
verb¿Sabía usted que puede ser amigo de la Persona más importante del universo?
آیا هرگز به امکان داشتن رابطهٔ دوستی با بزرگترین شخص عالم اندیشیدهاید؟
-
ترجمه های کمتر
- زور
- قادر بودن
- نیرو
- tavânestan
- استان
- استطاعت
- انرژی
- تَوانِستَن
- زندان کردن
- قدرت داشتن
- ولایت
- وکالت نامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "poder" با ترجمه به فارسی
-
ذهن · طرز فکر · قوه ذهنی · مزاح
-
قدرت اجرايي · قوه مجریه
-
خواص میکروبی
-
قدرت نرم
-
توانا بود هر که دانا بود
-
اصل تفکیک قوا
-
میتوانم داخل بیایم؟ · میتونم بیام تو؟
-
قدرتسپاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن