ترجمه "pompa" به فارسی
حباب, شکوه, مثانه بهترین ترجمه های "pompa" به فارسی هستند.
pompa
noun
adjective
feminine
دستور زبان
-
حباب
nounfueron las pompas de jabón las que nos ayudaron a crear una estructura
این حباب های صابون بود که ما را کمک کرد تا یک فرم ساختمانی بدست آوریم
-
شکوه
nounAlgo parecido a esto, sin mucha pompa, no muy sofisticado, esto.
حرکاتی مانند این، نه خیلی با شکوه و نه خیلی پیچیده.
-
مثانه
noun -
پمپ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pompa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pompa" با ترجمه به فارسی
-
مامور كفن و دفن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن