ترجمه "posada" به فارسی
مهمانسرا, مسافرخانه, مهمانخانه بهترین ترجمه های "posada" به فارسی هستند.
posada
noun
feminine
دستور زبان
desnucadero en cuba [..]
-
مهمانسرا
nounantiguo establecimiento de hostelería [..]
-
مسافرخانه
nounMe estoy quedando en la posada de la Sra. Burton en Commercial Street.
فعلا در مسافرخانه ي خانم بارتون درون خيابان تجاري اقامت دارم
-
مهمانخانه
nounEl trabajo que has realizado para mi posada es admirable.
کاری که برای مهمانخانه من کردی ستودنیه
-
هتل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " posada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "posada" با ترجمه به فارسی
-
اساس · قسمت نهایی · پشت
-
صاحب مسافرخانه
-
درد · لرد
-
پز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن