ترجمه "posterior" به فارسی
اساس, بعدی, خلفی بهترین ترجمه های "posterior" به فارسی هستند.
posterior
adjective
masculine
دستور زبان
Que sigue, que está después en el tiempo.
-
اساس
noun -
بعدی
adjectiveEn sus etapas posteriores la malaria se manifiesta con convulsiones extremas conocidas localmente como degedege.
در مراحل بعدی آن مالاریا با تشنجهای شدیدی که آن را با نام محلی دگهدگه میشناسند، ظاهر میشود.
-
خلفی
adjectiveEs la proyección cónica en la parte posterior del paladar.
اون طرح مخروطی در لبه خلفی کام نرم هست
-
ترجمه های کمتر
- قسمت نهایی
- لاحق
- مابعد
- متعاقب
- پشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " posterior " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "posterior" با ترجمه به فارسی
-
رباط متقاطع پشتی
-
عضله درشت نئی پشتی
-
سرخرگ مغزی پشتی
-
ماهیچه دندانهای پشتی فوقانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن