ترجمه "potencia" به فارسی
توان, قدرت, انرژی بهترین ترجمه های "potencia" به فارسی هستند.
potencia
noun
verb
feminine
دستور زبان
En física, la relación entre el trabajo realizado y el tiempo necesario para ello.
-
توان
nouncantidad de trabajo efectuado por una unidad de tiempo
-
قدرت
nounPor eso, en las visiones de Daniel y Juan aparecen únicamente ocho grandes potencias.
رؤیاهای دانیال و یوحنا فقط هشت قدرت جهانی را توصیف میکند.
-
انرژی
noun
-
ترجمه های کمتر
- برق
- زور
- نیرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " potencia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "potencia"
عباراتی شبیه به "potencia" با ترجمه به فارسی
-
توان متناوب
-
قوت یک نقطه نسبت به یک دایره
-
نیروهای محور
-
سری توانی صوری
-
تطبیق (مچینگ) امپدانس
-
بلند گو · تقویت کننده برق · تقویتکننده
-
مجموعه توانی
-
توان طراحی حرارتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن