ترجمه "pozo" به فارسی
چاه, چاه آب بهترین ترجمه های "pozo" به فارسی هستند.
pozo
noun
masculine
دستور زبان
Pequeño cuerpo natural de agua no circulante, usualmente fresca; por ejemplo, un cuerpo de agua estancada en una ciénaga o en una caverna. [..]
-
چاه
nounSu hijo eligió un mal momento para caer en un pozo.
پسرتون وقت بدي رو براي افتادن تو چاه انتخاب کرد.
-
چاه آب
No deberías beber del pozo, está lleno de aceite pegajoso.
نباید از اون چاه آب بخوری ، پر شده از روغن چسبناک.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pozo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pozo"
عباراتی شبیه به "pozo" با ترجمه به فارسی
-
چاهها
-
کیسون
-
منهول
-
کیسون
-
چاه نفت
-
چاهسازی
-
حفاری برای آب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن