ترجمه "prado" به فارسی
علفزار, راغ, مرغزار بهترین ترجمه های "prado" به فارسی هستند.
prado
noun
masculine
دستور زبان
Área de tierra cubierta o cultivada con hierba, por lo general destinada a ser cortada para producir heno. [..]
-
علفزار
nounterreno agrícola usado para pastoreo
-
راغ
noun -
مرغزار
nounno penséis que la vida es un paseo en un prado soleado.
تصور نکن زندگي همچون قدم زدن در مرغزار در يک روز آفتابي است
-
ترجمه های کمتر
- چمن
- راود
- چمن زار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "prado"
عباراتی شبیه به "prado" با ترجمه به فارسی
-
فستوکا پراتنسیس · فسكوي چمني
-
نيزهعلف · هتروپوگون کونتورتوس
-
فستوکا پراتنسیس · فسكوي چمني
-
علف مرتع · فلئوم پراتنس
-
بندواش · لوتوس کورنیکولاتوس
-
آلوپکوروس پراتنسیس · دمروباهي چمني · دمروباهی چمنزاری
-
آکسونوپوس کومپرسوس · علف ساوانا
-
علف ساوانا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن