ترجمه "precedente" به فارسی
رویه قضایی, سابقه داشتن, قبلی بهترین ترجمه های "precedente" به فارسی هستند.
precedente
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Que ocurre antes que otra cosa, sea en tiempo o en orden. [..]
-
رویه قضایی
راهنمائی
-
سابقه داشتن
-
قبلی
Criar a 3 niños siendo la familia más rica del mundo parece un experimento social sin precedentes.
بزرگ کردن سه فرزند وقتی که شما ثروتمند ترین خانواده جهان هستید به نظر می رسد که یک تجربه اجتماعی بدون الگوی قبلی باشد.
-
ترجمه های کمتر
- قدامی
- پيشين
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precedente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن