ترجمه "precursor" به فارسی
جلودار, قاصد, منادی بهترین ترجمه های "precursor" به فارسی هستند.
precursor
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Persona o una cosa que predice o anuncia la llegada de algo o de alguien. [..]
-
جلودار
noun -
قاصد
noun -
منادی
noun -
پرچم دار
Quien inicia o es el mayor exponente de una doctrina, de una ideología o similar.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precursor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "precursor" با ترجمه به فارسی
-
پیشتازهای ماده معطر
-
پیشتازهای آنزیم
-
پیشماده
-
پیشتازهای ماده معطر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن